محمد تقي جعفري
211
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
خندهها و گريهها و تفكَّرات و احساسات و تخيّلات خود را هم در اسارت كمپيوتر قرار خواهند داد و بدين ترتيب اراده و جهت آن را هم كمپيوترها تعيين خواهند نمود و در نتيجه انسانها مبدّل به يك عدّه اجزاء ناآگاه و بىاراده اى در صحنهء طبيعت خواهند گشت يكى از دانشجويان در همان موقع از جاى برميخيزد و مىگويد : استاد عزيز ، به ياد داشته باشيد كه كليد كامپيوترها بالاخره در دست خود انسان است و انسان در آن موقع كه احساس كرد جبراً بوسيلهء كمپيوتر معدوم مىشود ، با جبر قوىترى بوسيلهء مهار كمپيوترها بوجود خود ادامه خواهد داد . آن استاد رياضى [ كه فقط با داشتن مقدارى از شناختهاى رياضى خود را در همهء علوم و فلسفهها صاحبنظر مىديد ، در حالى كه يك روز پس از آنكه اين جانب در دانشكدهء علوم تهران سخنرانى كرده بودم به من گفت : « من هيچ فلسفه نخواندهام » ] ساكت مىشود و دنبال بحث را نمىگيرد . خلاصه ما نبايد عظمت وجودى انسان را تا حد كرم پيله به پائين بياوريم و بگوئيم او اسير بافتهها و ساختهها و ابزارهائى كه خودش آنها را ساخته است ، مىباشد البتّه اين نكته را فراموش نمىكنيم كه مىتوان بعضى از انسانها را براى هميشه و همهء انسانها را بمدّتى محدود با تلقين و فريب اسير جبرى ساخته و پرداختهء خود آنان قرار داد ، ولى همهء انسانها را براى هميشه نمىتوان اسير جبر همه چيز ساخت . خلاصه ، ناديده انگاشتن قدرت و اراده و انديشهء انسان در تشكيل تاريخ خويشتن به اضافهء اين كه بوى ، هواى قهوه خانههاى نيهليستى ( هيچ و پوچ گرائى ) مىدهد ، رسالتى در تحقير انسان را بالخصوص از خود نشان مىدهد كه برنامهء اساسى آن اينست كه اى انسان ، بنشين تا عوامل جبرى كه در برابر قدرت و اراده و انديشهء تو داراى توانائى نبوده و امكان تسليم شدن در برابر ترا داشت ، بيايند و موجوديّت مادّى و معنوى ترا بسازند برخى از نويسندگان در بارهء فلسفه و تحليل تاريخ كه اصرار در تسليم نمودن انسان به عوامل ناآگاه و بىارادهء محيط و اجتماع و عوامل مربوط